Skip to content

بایگانی آبان, ۱۳۹۰

۲۷
آبان

چرا فرار؟ – بخش اول

 

همان طور که در پست عادت می کنیم به تفصیل شرح دادم، برای پیشگیری از فراموشیِ دلایل و انگیزه های مهاجرت (سختی های زندگی امروز)، که ممکن است در اثر حمله نوستالژی ها و دلتنگی ها شکل بگیرد، مهمترین آنان را به تدریج ثبت می کنم … شاید در آینده به کار آید.

توضیح ضروری: اگر چه ضعف مدیریت کلان کشور، به مشکلات مملکت دامن زده است؛ اما به نظر من ریشه بیشتر مصائب در فرد فرد ماست. ضمنا بسیاری از مشکلات مطرح شده در این نوشتار، در کشورهای پیشرفته نیز وجود دارد؛ وجه تمایز در آمار و درصد است.

خواندن این مطلب به هموطنان ساکن ایران که عملا درگیر این مسائل هستند، توصیه نمی شود. اما کسانی که خارج از کشور به سر می برند، شاید با خواندن این متن بتوانند بعضی از انگیزه های خود برای ترک وطن را به یاد آورده و به انگیزه بیشتری برای ادامه مسیر دست یابند.

  • خودخواهی

متاسفانه فرهنگ ما با راحت طلبی، خودخواهی و منفعت طلبی افراطی گره خورده است و همین ویژگی ها باعث شده در ارائه خدمات، تولید و اخلاق، حرکتی سریع و رو به عقب داشته باشیم.
بخش اعظم مردم کارها را بر اساس سمبلیزاسیون(!) پیش می برند … یعنی هر طور که خودشان راحت تر باشند. مثلا من به عنوان کارمند، فقط از نصف توان در انجام وظایفم استفاده می کنم و رییس من در فراهم کردن بستر مناسب کار اهمال می ورزد. مدرس دانشگاه در تشریح دقیق درس و به روز بودن اجباری نمی بیند و دانشجو نیز به جای یادگیری دروس، از راه تقلب به مدرک دست پیدا می کند. این چرخه همین طور ادامه پیدا کرده و ما به طور مداوم از این دست داده و از آن دست تحویل می گیریم.
ماجرای تجهیزات و ماشین آلات که در اصل برای آسایش بیشتر تولید می شوند، در این خاک کمی متفاوت است. خودرو وسیله ای جهت تولید آلودگی، کشتار، ایجاد اضطراب و دلهره، آزار مردم و نمایش می باشد. به سختی می توان کسی را یافت که عزیزی را در اثر بی مبالاتی یک راننده یا کیفیت پایین خودرو از دست نداده باشد.
علیرغم تمایل بی حد و حصر مردم برای داشتن آخرین مدل ماشین، بهترین خانه و مدرنترین تجهیزات الکترونیکی، فراگیری و رعایت فرهنگ و آداب استفاده از داراییها، به نحوی که موجب سلب آسایش دیگران نشود، چندان اهمیتی نداشته و اصولا آسایش فردی (خودخواهی) در اولویت قرار دارد. به همین دلیل آپارتمانها همیشه محل نزاع و اختلاف است؛ خیابانها محل مجادله رانندگان؛ و مترو جایی برای رد و بدل کردن نگاههای خصم آلود!
  • امنیت

بخش بزرگی از تامین امنیت اجتماعی به عهده حکومت است که متاسفانه چندان جدی گرفته نشده یا از طریق روابط پیش می رود. احتمالا در تصاویر ویدئویی دیده اید که نیروی امنیتی ما حتی توان مقابله با یک زن چاقو به دست را هم ندارد! هرچند سالها بعد از تمام دنیا، سیستم ۱۱۰ در ایران هم راه اندازی شد؛ ولی اشغال بودنهای طولانی و عدم کارآمدی لازم، این آخرین نقطه امید را هم به نوعی از ما گرفت.
از طرف دیگر آن بخش از امنیت که در دست خود ماست نیز وضع بهتری ندارد. مثلا امنیتی که من به عنوان مهندس ناظر، می توانم برای ساکنین آینده یک ساختمان فراهم کنم.
  • وضعیت اقتصادی

در مملکت ما بیشتر کالاها و خدمات با نرخ جهانی یا بالاتر از آن عرضه می شود که اغلب کیفیت پایین تری هم دارد. اما میزان درآمد افراد، به خصوص کارمندان که اکثریت جامعه را تشکیل می دهند، بر پایه ای نامعلوم تعیین و پرداخت می شود که به هیچ وجه با هزینه های زندگی متناسب نیست. با این سطح درآمد، هیچ برنامه ریزی منظمی برای آینده مقدور نیست؛ برنامه ای که از لحاظ مادی شما را ظرف مدت مشخصی، از نقطه آ به نقطه ب برساند. مثلا در نظر بگیرید یک خانواده ۵ نفری، گاهی تا یک سوم حقوق خود را باید برای یک شب کنسرت هزینه کند! یا برای خرید یک دستگاه موبایل، باید حقوق کامل یک ماه را هزینه کرد.

  • بهداشت وسلامتی

هوا، غذا و آب سالم از نیازهای اولیه بشر است که متاسفانه در این خاک از آن خبری نیست. همه ساله تعداد بسیاری فقط در اثر آلودگی هوا جان خود را از دست می دهند. منفعت طلبی تولید کنندگان و عدم کارآمدی نظام کنترلی حکومت، باعث تولید محصولات غذایی و بهداشتی نامطمئن شده است. خودرو ها از طریق تولید آلودگی و ایمنی پایین جان انسانها را گرفته و بیمارستانها اغلب به دلیل کسری بودجه و مشکلات مدیریتی، قادر به رعایت استانداردهای بهداشتی لازم نیستند.
  • سیستم قضایی

اینجا به راحتی به مشکلات حقوقی دچار شده و به سختی از آن رها می شوی! به لطف وجود سیستم قضایی ناکارآمد و پیچیده و همچنین بیم بی حاصل بودن زحمات، بسیاری از پرونده ها حتی به جریان هم نمی افتد. آن درصدی هم که به محاکم قضایی ارجاع می شود با پروسه های طولانی، نامطمئن و فرسایشی مواجه می گردد.
  • دروغ

متاسفانه دروغ یکی از مواد اصلی تشکیل دهنده زندگی روزمره ما ایرانی هاست. گاهی برای سرپوش گذاشتن به اهمال ها و نقایص شخصیتی خود؛ گاهی برای به دست آوردن پول بیشتر و گاهی فقط از روی عادت! در این سرزمین، حقیقت کالایی نایاب است. مردم به دولت و دولت به مردم دروغ گفته و حق یکدیگر را پایمال می کنند. مثلا در مورد بحث مالیات؛ شرکتها سود را کمتر اعلام نموده و از آن سو دولت هم از ارائه خدمات امتناع می ورزد. بحث این نیست که چه کسی شروع کننده بازی بوده؛ اما قاعده این چنین است: تو به من دروغ بگو؛ من به تو! حتی در روابط انسانی و دوستانه نیز اغلب حقیقت بر طرفین پوشیده است … در ظاهر همه با هم مهربان؛ اما پشت پرده به خون هم تشنه اند.
  • بیمه و تامین اجتماعی

یکی از گرانترین و بی فایده ترین سیستمهای بیمه ای، سازمان تامین اجتماعی است. کارمزد معادل ۳۰% از حقوق، بازدهی صفر! علاوه بر این صاحبان شرکتها حقوق پرسنل را غیر واقعی (حداقل ممکن) اعلام می کنند و طبعا بازنشستگی، مستمری یا حق استعلاجی نیز بر همان مبنا پرداخت می شود.
  • دیکتاتوری ذاتی مردم

همه ما از دیکتاتوری بیزاریم و برای مقابله با آن حاضریم حتی جان خود را فدا کنیم؛ فارغ از اینکه دیکتاتوری عاملی درونی است نه بیرونی. جبهه نگیرید! کمی به موقعیتهای واقعی زندگی فکر کنید … چقدر تحمل پذیرش یا حتی شنیدن افکار مخالف خود را دارید؟
  • تفریحات

تفریحات ما در ایران: پاساژگردی، رستوران، … و پاساژگردی!
  • منتظرین نجاتبخش

یکی از بزرگترین اشکالات ما این است که همیشه به انتظار نفر سومی هستیم که مشکلات ما را پیگیری و حل نماید … دولت، مجلس، مدیر واحد، همکار یا برادر بزرگتر! اینها مسئولین واقعی رفع مشکلات ما هستند. به نظر من تا زمانی که این ویژگی با ما همراه باشد، نباید منتظر هیچ اتفاق مثبتی بود.

 

… ادامه دارد: چرا فرار؟ – بخش دوم

 

۱۷
آبان

عادت می کنیم

 

اظهار نارضایتی مهاجرین از شرایط موجود و حتی اعلام تمایل برای بازگشت به ایران – کاری که به ندرت به آن تن می دهند -، همیشه باعث تعجب و شگفتی من بوده است … على الخصوص که با نگاهى ساده مى توان فهمید ذره ای از امکانات، آسایش و امنیتی که در حال حاضر از آن برخوردارند، در ایران یافت نمی شود. اما حالا که خودم قدم راه مهاجرت گذاشته ام، تا حدودی دلیل این موضوع را درک می کنم … و آن چیزی نیست جز فراموشی.

میزان لذت انسان از یک موقعیت جدید، پس از مدت زمانی کوتاه یا طولانی رو به کاهش می گذارد و شرایط معمولی به نظر می رسد. احتمالا خود شما هم این موضوع را تجربه کرده اید … مثلا بعد از خرید یک موبایل یا ماشین جدید، برای دوره ای سطح لذت حداکثر است. اما بعد از مدتی اوضاع عادی شده و اینجاست که مشکلات، خودشان را نشان می دهند. در واقع اوضاع به همان خوبی سابق است؛  تنها تفاوت این است که ما “عادت کرده ایم”.

هرچند این موضوع یک امر کاملا طبیعی به حساب می آید؛ ولی سوالاتی که پیش روی ما می گذارد خطرناک است. مثلا ممکن است از یک مهاجر بپرسد: “چرا؟ آیا ارزشش را داشت؟ مگر چه چیزی کم بود؟” و مهاجر جوابی برای سوالاتش نداشته باشد. این وضعیت نوعی پوچی قدرتمند به وجود می آورد که احتمالا تا آخر عمر کنترل ذهن را به عهده گرفته و ما را از شادی و آرامش محروم می کند. در این موقعیت، تنها چیزی که ممکن است شخص را از حالت بلاتکلیفی نجات دهد، نگاه به گذشته است؛ … البته به شرط یاری حافظه.

همه ما هنگام اقدام به مهاجرت دلایل منطقی زیادی داریم که ممکن است بعد از مدتی فراموش شده و جایش را به خاطرات خوش گذشته، نوستالژی و دلتنگی ها بدهد. پس بهتر است قبل از هجوم دلتنگی و تسخیر حافظه توسط آن، همه چیز را مکتوب کنیم و بعد از مهاجرت، هر از چند گاهی آنها را مرور نماییم.

یکی از انگیزه های اصلی من برای شروع دوباره وبلاگنویسی، همین موضوع؛ یعنی ثبت دلایل شخصی ام برای مهاجرت بود. کاری که از پیش در اکانت توییتر فرار از ایران شروع کرده ام. در پست های بعدی، به شرح برخی از مهمترین ِاین دلایل خواهم پرداخت. پیشنهادم برای کسانی که در راه مهاجرت هستند یا از قبل مهاجرت کرده اند این است که بنویسند! هیچ حافظه ای به قدرتمندی یک نوشته نمی تواند جواب سوالات احتمالی آینده را بدهد.

 

۱۴
آبان

هر روز سخت تر از دیروز [قوانین مهاجرت]

 

طی سالهای اخیر شرایط مهاجرت به کشورهای مهاجر پذیر با شیب نسبتا تندی در حال سخت شدن است. ما که به دلیل بسته شدن تقریبی درهای کانادا، به استرالیا روی آوردیم، در این مسیر نیز در حال مواجه شدن با موانعی بزرگ هستیم که در ابتدا – قبل از جولای ۲۰۱۱ – وجود نداشت.

همان طور که احتمالا شنیده اید ۵ امتیاز زبان فارسی که قبلا تنها با داشتن مدرک دانشگاهی تعلق می گرفت، اکنون منوط به قبولی در امتحان مترجمی ناتی است … امتحانی که علاوه بر تسلط به زبان، نیاز به تسلط بر تکنیکهای مترجمی – که ظاهرا چندان هم ساده نیست – و همچنین پرداخت هزینه ۵۳۰ دلاری دارد.

از سوی دیگر لیست مشاغل مورد نیاز ایالتها جهت اسپانسرشیپ روز به روز کوتاه تر شده که در زمینه شغل مورد نظر ما – کارشناس برنامه ریزی و پروژه – در ایالت استرالیای جنوبی از وضعیت نامحدود به محدود تغییر یافته است؛ و این یعنی احتمال حذف شدن از لیست و از دست دادن شانس مهاجرت – حداقل به این ایالت.

در حال حاضر هنوز شانس مهاجرت به ادلاید از طریق ویزای ۱۷۶ وجود دارد … به شرطی که اداره وت اسس زحمت کشیده و زودتر اسسمنت را عطا فرماید! طبق گفته مشاور ما – آقای صداقتی -، در حال حاضر وتا اسس بسیار بی نظم و کند عمل می کند. در صورت حذف این رشته از لیست، باید به دنبال افزایش نمره آیلتس به ۸، قبولی  در امتحان ناتی یا اقدام از طریق ویزای ۴۷۵ بود که مورد آخر با توجه به عدم اعطای ویزای دایم تا ۳ سال، گزینه چندان مناسبی نیست.

نتیجه اخلاقی اینکه به ساعت ۱۲ نزدیک می شویم … کالسکه مردنیست!

روزشمار پروسه مهاجرت ما

 

۳
آبان

ایران آیلتس یا آیلتس تهران؟

 

انتخاب بین دو مرکز اصلی آزمون آیلتس در ایران، می تواند یکی از سوالات پیش روی شما باشد. با توجه به شرکت همسرم در آزمون هر دو مرکز – ایران آیلتس و آیلتس تهران – امکان مقایسه از هر دو دیدکاه برایمان فراهم بود که جزئیات مقایسه و نتیجه طی فایل پیوست به اطلاع شما رسانده می شود.

در این مقایسه، هر دو مرکز از نقطه نظر ۱۲ فاکتور مانند سهولت در ثبت نام، اطلاع رسانی، پذیرش روز امتحان کتبی و … مورد مقایسه قرار گرفته و طبق ضریب اهمیت که می تواند بر اساس سلیقه شما متفاوت باشد، امتیازاتی را دریافت نموده اند. در نهایت مرکز ایران آیلتس با ۱۳ امتیاز (کمتر از ۱۰%) اختلاف رتبه برتر را به دست آورد.

* نکته مهم: امتیازات بر مبنای آزمون ایران آیلتس: شهریور ۹۰ هتل اسپیناس و آیلتس تهران: مهر ۹۰ هتل انقلاب پارسیان و بر پایه نظر شخصی می باشد.

دانلود مستقیم فایل پی دی اف – ۴۳ کیلوبایت

 

شما کدام مرکز را ترجیح می دهید؟

View Results

Loading ... Loading ...

 _________________________________

پی نوشت ۱۳ آبان – بعد از نتیجه: مرکز آیلتس تهران در اسکیلهای اسپیکینگ و رایتینگ که نمره دادن با کلید انجام نمی شه و دست ممتحن هست بسیار بد نمره می ده. همسر من در آزمون شهریور ایران آیلتس در حالی که تازه کلاسهای خصوصی آیلتس رو شروع کرده بود، اسپیکینگ رو ۷ شد، اما بعد از ۱٫۵ ماه تمرین مداوم و کلاس، در آزمون آیلتس تهران، ۶٫۵ آورد!!! رایتینگ رو هم ۶٫۵ شد! در حالی که لیسنینگ رو ۸٫۵ و ریدینگ رو ۸ آورده!!! جدا که مسخره س! همین الان دوباره برای آزمون بهمن ایران آیلتس ثبت نام کردیم و آپشن اعتراض رو هم در دست بررسی داریم.

البته با همین نمره برای اسپانسرشیپ ادلاید اقدام می کنیم تا بعد ببینیم آیا گزینه کنبرا هم -که ۷ ایچ بند می خواد- اضافه میشه یا خیر.

_________________________________

پی نوشت ۱۷ آبان – اعتراض: نظر وکیل پرونده و همچنین استاد آیلتس به بی فایده بودن اعتراض است؛ مخصوصا که به افزایش نمره در ۲ اسکیل نیاز داریم. نظر مرکز آیلتس تهران هم همین بود! اعلام کردند: “وقتی اختلاف نمرات اسکیلها زیاد باشد، خود سیستم آلارم داده و به صورت خودکار ما یک بار دیگر رایتینگ و اسپیگینگ را تصحیح می کنیم”. از همه مهمتر اینکه برای اعتراض، مرکز کارنامه را حدود ۸ هفته نزد خودش نگه می دارد و در این مدت، به شرط صدور نتیجه مثبت اسسمنت، به آن نیاز خواهیم داشت.